ای مادر عزیز که جانم فدای تو / قربان مهربانی و لطف و صفای تو
معنی: ای مادر عزیزم که من حاضرم جانم را فدایت کنم، قربان مهربانی، لطف و صمیمیت تو بشم
هرگز نشد محبت یاران و دوستان / هم پایه ی محبت و مهر و وفای تو
معنی: هیچ وقت مهر و محبت دوستان و آشنایان به اندازه ی مهر و وفای تو نمی باشد، چون مهر و محبت تو یک چیز دیگر است
مهرت برون نمی رود از سینه ام که هست / این سینه، خانه ی تو و این دل، سرای تو
معنی: محبت و مهربانی تو هیچ وقت از دلم بیرون نمیرود، چون این دل برای همیشه خانه و جایگاه تو خواهد بود
ای مادر عزیز که جان داده ای مرا سهل است / اگر که جان دهم اکنون برای تو
معنی: ای مادر عزیزم که به من جان و زندگی بخشیده ای، اگر جانم را فدای تو کنم آسان است و ارزشی ندارد
خشنودی تو مایه ی خشنودی من است / زیرا بود رضای خدا در رضای تو
معنی: اگر تو راضی و خشنود باشی من هم راضی و خشنودم، چون رضایت تو باعث خشنودی خداوند می شود
گر بود اختیار جهانی به دست من / میریختم تمام جهان را به پای تو
معنی: اگر اختیار جهان (دنیا) در اختیار من بود، برای جبران زحماتت من کل دنیا را به پای تو می ریختم
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم آبان ۱۴۰۰ساعت 9:23  توسط محمد طاها خوشبخت
|